آنها - نگهبانان- هم مانند گروگانها به عیسی مسیح و مریم مقدس متوسل می‌شدند، هر روز دعا می خواندند و حمایت و آمرزش میطلبیدند، نذر می‌کردند و صدقه می‌دادند تا قدیسان، آنها را در انجام هر نوع جنایتی موفق گردانند.

گزارش یک آدم‌ربایی



 

 

/ 10 نظر / 13 بازدید
درد دل با دل

ای پرنده ی مهاجر،سفرت سلامت اما ...... به کجا میری عزیزم،قفسه تموم دنیا........ خوشحال میشم بیای ادامشو بخونی.. عشقم خوندش....آهنگ وبم هم هست....منتظرتم

فروغ..

سلام دوستم چرا انقدر کم پیدایی؟ آپم[گل]

مشاوره خانواده

بخندید همچنانکه نفس می‏کشید و دوست داشته باشید همچنانکه زندگی می‏کنید. [گل][گل][گل][گل][گل][لبخند]

آزاده

تاريخ تكرار مكررات است در لباسي ديگر با رنگي متفاوت[گل]

گولیا

این نویسنده دیوانه است. و بی نهایت خوب کلمات دوستی داشتنی را کنار هم می چیند.

درد دل با دل

سلام روی دلم مطلبی نوشتم خوشحال میشم جا پای قدمهاتو ببینم.............البته اگه یادت باشه ما کی هستیم شما که کلا دوستان رو فراموش کردید ( منظورم خودم بود )

تربچه

عادت کرده ایم به دامان دیگرا چنگ زدن را!!!

تربچه

خوب خوب خوب من دیگه برم کلی تراوش ذهنی داشتم به لطفه پستای قشنگت دوست داشتم قدیمی ترارم بخونم ولی فصله امتاحانه و منم که عاشقه درس و حذف کردن واحدم!![نیشخند] واسه همینم سر یه فرصته حسابی میامو یه سری کامنته حسابی می ذارم واست موفق باشی رفیق...

سحر

از این انسان هر چه بگویی بر می آید. عملشان مثل ترازوی بی کفه است