مرا ببخش

خواهرم

مرا ببخش

من یک مردم و اندازه ایمانم بسته به نوع پوشش توست!

مرا ببخش که فکر میکنم افرینش تو فقط برای امتحان ایمانم در این دنیا بود

تو افریده شدی که فقط امتحان گر لغزش چشمانم باشی!درد اورست

من ازاد باشم و ازادی تو مساوی باشد با بی ایمانی من

مرا ببخش که این خودخواهی من قرنهاست تو را فقط برای مصرف نیازهایم ساخته

تو زیبایی به مانند عروسکی که سالهاست برای پاسخ به من به هر شکلی تن میدهد

یک روز عریان برای برطرف کردن تمایلاتم

و  یک روز پوشیده برای سرکوب تمایلاتم

مرا ببخش که چشمانم جای درک تفکر تو به چیزی جز برامدگی های بدن فکر نمیکند

مرا ببخش بانو

مرا ببخش که غیرتم ابزاریست برای حفظ ابروی خودم نه ابروی تو

مرا ببخش که این غیرتی که برای داشتنش به خود افتخار میکردم هیچگاه به درد گرفتاریهایت نخورد

مرا ببخش که عمری با شعر کودکانه ی پسرها شیرند مثل شمشیرند و دخترها موشند مثل خرگوشند خود را گول زده ام و همیشه این اشتباهم را تکرار میکنم

مرا ببخش که از تو بکارتی ساخته ام برای توجیه هرزگی هایم

مرا ببخش که در همخوابگی به اندازه تو لذت میبرم اما فقط تو میشوی ج ند ه!!!

مرا ببخش که از بکارتت هویتی ساخته ام و وقتی که این بکارتت را به دست خود از بین بردم تو را بی هویت و هرزه بنامم و دست تو را کوتاه کنم و در اوج وقاهت به هرزگی خود ادامه دهم

مرا ببخش که بعد از این همه سال هنوز خون غیرت زمین بجوش نیامده

مرا ببخش

 

 

 

 

/ 79 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فروغ..

سلام سلااااااااااااااااااام. آپم دوستم[گل]

Mohammad sh

سلام واقعا" عالی بود بخصوص این قسمتش ( یک روز عریان برای برطرف کردن تمایلاتم و یک روز پوشیده برای سرکوب تمایلاتم ) این بازی که سیاست مداران به ما تحمیل میکنند تا ما از نوع دیگر برایشان بردگی کنیم آرزوی سلامت سعادت و موفقیت برای شما و تمام جوانان ایرانی

سیاوش

فقط میتونم بگم عاااااالی بود

hasti

دوستم فوق العاده بود مررررررررررررررررررررررررررررررررصي

تربچه

مرا ببخش برادرم پدرم همسرم مرد رهگذر خیابان های شهرم مرا ببخش که من در اوج ناباروری ذهن باکره ام که من در اوج دخترانگیم تن به فکر تو دادم که من چشم هایم را به زشتی هوس ها بستم و چسم هایم را روی توهم عشق باز کردم ببخش مرا مرا که هرروز روبه روی این ایینه ی خالی می ارایم و زیبا می شوم و هرروز به فکر یک عشق گم شده خیابان ها را بالا و پایین می ر

تربچه

مرا ببخش برادرم پدرم همسرم مرد رهگذر خیابان های شهرم مرا ببخش که من در اوج ناباروری ذهن باکره ام که من در اوج دخترانگیم تن به فکر تو دادم که من چشم هایم را به زشتی هوس ها بستم و چسم هایم را روی توهم عشق باز کردم ببخش مرا مرا که هرروز روبه روی این ایینه ی خالی می ارایم و زیبا می شوم و هرروز به فکر یک عشق گم شده خیابان ها را بالا و پایین می ر وم بی هیچ چشم داشتی به امید ان روز که دستهایم به خاطر دستهایم فشرده شود نه برای لذت های دقیقه ای داغ مرا ببخش که باورت کردم مرا ببخش که ذهنم با این احساس احمقانه گره خورده و من به خیالم این شعله های گداخته در چشمانت عشق است و نه هوس اخ مرا ببخش برای سادگیم مرا برای من ببخش . . . . ببخشید حواسم نبود اینترو زدم این یکیو کامل کردم اگه بد بود ببخشید یهویی فوران کرد!![نیشخند] . . . . ممنون از این لطافت خشن نوشتت رفیق[لبخند] قشنگ بود خیلی

ساغر

سلام فرزند پارس ساغر هستم همون دوست قدیمی با دستنوشته هایی که اکثرا تلخ بود چون زندگیش تلخ بود. یه تحول در زندگیم رخ داد که شاید زندگیمو شرین کنه اما نکرد. تلخ تر از قبل شد. منتظرتم حتما سر بزن

nahidsh

خیلی خیلی خیلی زیبا واقعا درد دل تمام دخترها رو گفتی

shaghayegh

خیلی قشنگ بود [گل]

پاییز

متنت خیلی زیبا بود کاش همه مثل تو در مورد دخترا فکر میکردن شاید این نوشته از خودتون نباشه ولی همین که به همچین موضوعی به دید دیگه نگاه کردی قشنگ بود .